
ضرب المثل ها ( 1)
1 - گئدر بوستان قیئراسی* ، قالار اوزون قره سی . / خربزه (البته نارسش ) در بوستان تمام می شود ولی رو سیاهی برای همیشه می ماند .
2 – بوستان چونون قولاقی کار (کر) اولار . / گوش های صاحب بوستان زمان رسیدن خربزه ها کر می شود .
3 – آروادی* ار* ساخلار ، بوستانی وه ر* . / زن را شوهر حفاظت می کند ، بوستان راهم خاکی که بعد از روییدن ساقه دور آن میریزند ( تا آب مستقیم به ربشه نخورد) نگهداری مینماید .
4 – اوزومون قشنگین چاققال* یئیر . / بهترین انگور باغ را روباه می خورد .
5 – باغدا اریک واریدی سلام علیک واریدی ، باغدان اریک قورتولدی سلام علیک قورتولدی . / تازمانی که در باغ زردالو بود سلام وعلیکی هم بود ، حالا که در باغ زردالو تمام شده سلام و علیک هم تمام شده .
6 – آیئی* ته له سر ، آرمود وقتوندا یتیشه ر . / خرس عجله میکند ولی گلابی بوقتش میرسد .
7 – آغاجین باری (میوه ) چوخ اولاندا اییلر . / درخت هرچقدر بیشر میوه داشته باشد شاخه هایش بیشتر بطرف زمین خم می شوند . (منظور افتادگی انسان )
8 – ارمنی یه ددیلر شاهد گتیر ، اوزوم آیاخلییانی* کئتیردی . / به ارمنی گفتند شاهد بیار ، رفت کسی را که برای گرفتن شراب انگور هارا له میکر ، آورد . همان مسئله روباه و دمش .
9 – اوشاق ترش آلچویا بئنزه یر ، ییسن دیشین قوماشور* یمیسن اوره گین ایستییر ./
بچه مثل گوجه سبز ترش است ، میخوری دندان هایت را ناراحت میکند ، نمیخوری هم ، خیلی دلت میخواهد بخوری .
10 – آغاجی اوز ایچین نن قورد ییئر ./ درخت را از داخل خودش کرم می خورد .
لغت نامه :
قیئرا = خربزه نارس ( در محل اصطلاحاً به خربزه رسیده هم میگویند .
آرواد = همسر
اَر = شوهر
وه ر = خاکی که اطراف ساقه خربزه یا گوجه فرنگی و یا... میریزند تا آب مستقیم به ریشه نخورد ، چون آب ریشه فاسد میکند.
چاققال = روباه یا حیوانی از این تیره
آیئی = خرس
اوزوم ایاخلی یان = کسی که انگور ها را در یک مکان حوض مانندی با پا له میکرده تا آب آن را برای درست کردن شراب بگیرند .
قوماشوور = گیز گیز میکند .سرد وگرم میشود.( درست نمیدانم در ترکی چه میشود.)
منبع:http://hg1332.blogfa.com/
سازمان منطقه آزاد ارس با هدف معرفی جاذبه های گردشگری در پنجمین نمایشگاه بین المللی بازار گردشگری خاورمیانه حضور می یابد. به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان منطقه آزاد ارس هدف از برگزاری این نمایشگاه معرفی جاذبه های سیاحتی و مناطق گردشگری کشور، سوغات محلی و توسعه صنعت اکوتوریسم (طبیعیت گردی) و ارائه آخرین دستاوردهای فعالان مختلف کشور و گسترش تبادل گردشگر بین ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس و سایر کشورها و توسعه مناسبات تجاری و فرهنگی و معرفی محصولات و خدمات فعالان این صنعت می باشد.
پنجمین نمايشگاه بين المللي بازار گردشگري و صنايع دستي خاورمیانه با حضور نمايندگاني از بخش هاي دولتي وخصوصي فعال در حوزه گردشگري از كشورهاي تركيه،آلمان، فرانسه، ژاپن، اسپانیا، هندوستان، عمان، مالزي و کشورهای حوزه خلیج فارس و استانهای سراسر كشور در محل دائمي نمايشگاه هاي استان فارس واقع در شهرك گلستان شيراز برپا می گردد.
در اين نمايشگاه تعداد ۳۰۰ غرفه در فضايي به مساحت ۱۰ هزار مترمربع براي ارائه و معرفي قابليت ها و داشته هاي شركت كنندگان داخلي و خارجي در زمينه گردشگري و صنايع دستي اختصاص می یابد
گفتنی است اين نمايشگاه از یکم الی چهارم آذرماه در شیراز فعاليت خواهد داشت.
مختصری درباره زیارتگاه بابا یعقوب شهر سیه رود




زیارتگا ه بابا یعقوب در ۲کیلومتری سیه رود به طرف گمرک نوردوز
دراواخر قرن یازدهم( ه.ش ) یعقوب ابن ورقا در حاشیه رود ارس کنار ضلع شرقی رودخانه قره سو
روستا ی قدیمی سیه رود (سیاری) زندگی می کرد که این روستا مسیر عبور و مرور روستا های
اطراف بود . بابا یعقوب مالک زمین های آن محل بود ومشغول کشاورزی ومبلغ دین اسلام بود
بابا یعقوب رادر سن ۷۵ سالگی راهزنان به قتل رسانده وآن را از درخت قره آغاج آویزان کرده بودند
جنازه بابا یعقوب را اهالی سیه رود در ملک خود بابا یعقوب به خاک سپردند و از آن بعد مزار
بابایعقوب تبدیل به زیارتگاه گردید که اهالی سیه رود وروستا های اطراف هر ساله دو بار در یکی
از روز های پنجشنبه درفصل بهار وپاییز به زیارت آن می روند ودرآن محل اقدام به پخت وپز غذا به
سنت قدیمی باهیزم درخت قره آغاج و این خیر احسان رادرحق بابایعقوب به مسافران وزائران
تقسیم کرده والان هم همان رسم قدیمی پا برجاست. نکته دیگر این است مردم سیه رود به
احترام بابا یعقوب هیزم های درخت قره آغاج را فقط در محوطه زیارتگاه برای پخت وپز استفاده
می کنند .
هم زمان با فعالیتهای گاردان انگلیسی برای تقویت قوای نظامی ایران، به دنبال قتل تسی تسیانف، (Tsitsianof) فرماندهی سپاه روسیه به عهده گوداوویچ (Goudawitch) افتاد.
گوداوویچ در سال ۱۲۲۳ ه. ق به صورت ناغافل به ایروان حمله برد. اما شکت خورد و برگشت. عباس میرزا برای تنبیه سپاه روسیه از تبریز به نخجوان رهسپار شد و طی چند نبرد در اطراف شهر ایروان و دریاچه گوگچه سپاهیان روس را مغلوب کرد.
در سال ۱۲۲۵ه .ق. حسین خان قاجار حاکم ایروان علیه روسها شورش کرد و جمع زیادی از روسها را به اسیری گرفت و عازم تهران کرد. این روزها (۱۲۲۶- ۱۲۲۵ه .ق) مقارن با خروج گاردان از ایران و ورود هیات نظامی انگلیسی به ایران است.
در این زمان روسها خواستار صلح با ایران شدند با این شرط که سرزمینهای متصرفه در تصرف آنها باقی بماند و نیز ایران به آنها اجازه عبور از داخل کشور برای حمله به عثمانی را بدهد. دولت قاجاری ایران این تقاضا را نپذیرفت.
پس از ورود سرگور اوزلی به علت رابطه دوستی که میان انگلیس و روسیه ایجاد شده بود در پی آن شد که بین ایران و روسیه، صلح برقرار کند و خواستار آن بود که افسران انگلیسی که در سپاه ایران بودند از جنگ با روسیه دست بردارند.
جنگ به اصرار عباس میرزا ادامه یافت و سپاه ایران در محل اصلاندوز کنار رود ارس مقیم شدند. در این هنگام روسها غافلگیرانه به اردوی ایران حمله کردند. اگرچه سپاه ایران مقاومت زیادی نشان دادند اما به علت اختلافاتی که بین سپاه ایران پیش آمد، نیروهای ایرانی مجبور به عقب نشینی به سمت تبریز شدند.
یکی از عللی که موجب شکست قوای ایران شد این است که همواره دولت قاجار به یک دولت بیگانه اعتماد و دل میبست و انتظار داشت آن دولت از سرزمین ایران حفاظت و مراقت بکند. گاهی به فرانسه اعتماد میکردند گاهی به انگلیس و زمانی هم به روسیه. چون عباس میرزا در گذشته فتوحاتی کرده بود که انگلیس منافع خود را در خطر میدید انگلیسیها در صدد بودند که به نحوی جلوی طولانی شدن جنگهای روسیه و ایران را بگیرند.
بهمین دلیل با نیرنگهای گوناگون ضمن تهایج ایلات ایرانی آنها را به شورش واداشتند، از سوی دیگر اصرار داشتند که ایران و روس قرارداد صلح با روسیه را امضا کند.
فرمانده سپاه روسیه پس از فتح اصلاندوز، آذربایجان را از هر دو طرف مورد تهدید قرار داد. در این زمان ترکمانان خراسان نیز سر به شورش گذاشتند. در این میان شاه ایران که درصدد آماده کردن سپاهی برای سرکوب نیروهای روسیه بود به علت اوضاع نا آرام در چند جبهه تقاضای صلح کرد. انگلیسها از یک سو با ایران قرار داد داشتند که در مواقع خطر سربازهای انگلیسی در لباس ایرانی با دشمن بجنگد. ولی پس از ورود سرگور اوزلی و رابطه دوستی که با روسها بوجود آورده بود و قراری که با روسها بسته بود سربازان خود را از جبههها فراخواند و ضعف قوای نظامی ایران، شورشهای محلی و نا بسامانی در آذوقه و مهمات فتحعلی شاه قاجار را مجبور به صلح با روسها کرد.
میرزا ابوالحسن ایلچی به عنوان نماینده و سرگور اوزلی نیز به عنوان واسطه از تهران عازم روسیه شدند. دولت روسیه نیز چون در این زمان سخت گرفتار درگیری و کشمکش با ناپلئون بناپارت بود از رسیدن سفیر روسیه و تقاضای صلح استقبال کرد. قرارداد صلح در قریه گلستان از محال قره باغ منعقد شد. این عهدنامه به وساطت و شفاعت (ناظر وفضول) سرگور اوزلی، نماینده روس ردیشچوف (ردیشخوف) در مقام فرماندهی نیروهای گرجستان و نماینده تهران میرزا ابوالحسن خان ایلچی به تاریخ ۲۹ شوال (۱۲۲۸ه .ق) در یازده فصل و یک مقدمه امضا شد.
عهدنامه گلستان یکی از شوم ترین معاهداتی است که در تاریخ ایران به امضا رسیده و اولین عهدنامه شومی است که اولیای ایران از شدت بی خبری با یک دولت اروپایی بستهاند. این عهدنامه سبب شد با وجود این که روسها در بدترین شرایط جنگی با فرانسه بودند، نه تنها از گرفتاریهای ایران آسوده شده بلکه سرزمین های جدیدی به متصرفات خود اضافه کنند. عهدنامه گلستان سبب شد برای اولین بار مرزهای طبیعی ایران تغییر کند و بسیاری از نواحی شمال رود ارس از دست ایران خارج شود.
از جمله مناطقی که از ایران جدا شد عبارتاند از:
- قره باغ
- گنجه
- خانات موشکی
- شیروان
- قوبا
- دربند
- باکو
- هرجا از ولایات تالش را که بالفعل در تصرف روسیه بود.
- داغستان
- گرجستان
سرزمین کنونی ایران، تنها بخشی از ناحیهای است که در تاریخ با نامهای «ایرانزمین» یا «ایرانشهر» و در جغرافیا با نام «فلات ایران» شناسانیده میشود. گستره سرزمینهای جدا شده از ایران در قراردادهای شوم استعماری از این قرار است: آران: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛ ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛ گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛ داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛ اوستی شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛ چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛ اینگوش: ۳۶۰۰ ک. م و بلغارستان: ۱۲۵۰۰ ک.م؛ (جمع کل قفقاز ۲۷۶۲۰۰ کیلومتر مربع). افغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛ بخشهایی از مکران: ۲۵۰۰۰۰ ک.م؛ (جمع کل سرزمینهای شرقی: ۹۷۵۲۲۵) ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛ ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛ تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛ بخشهای ضمیمه شده به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛ بخشهای ضمیمه شده به قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛ (جمع کل سرزمینهای فرارودان: ۲۱۶۱۷۲۰ کیلومتر مربع). جمع کل همه سرزمینهای جدا شده از ایران درونی در دوران قاجاریه ۳ میلیون و چهارصد و سیزده هزار کیلومتر مربع
- فرهنگ
فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.
در جامعه شناسی و انسان شناسی از فرهنگ تعاریف متعددی عنوان گردیده است . معروفترین و شاید جامع ترین تعریفی که از فرهنگ ارائه گردیده است , متعلق به ادوارد تایلر TYLOR است که در بالا ذکر شد.
تعاریف دیگر فرهنگ
- رالف لینتون فرهنگ را ترکیبی از رفتار مکتب میداند که بوسیله اعضاء جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و میان افراد مشترک است .
- به نظر ادوارد ساپیر فرهنگ بعبارت از نظامی از رفتارها که جامعه بر افراد تحمیل میکند و در عین حال نظامی ارتباطی است که جامعه بین افراد بر قرار میکند.
با توجه به تعاریف فوق بطور کلی میتوان فرهنگ را میراث اجتماعی انسان دانست که او را از سایر حیوانات متمایز میسازد. این وجوه تمایز را که منحصر به انسان است میتوان مبتنی بر چهار ویژگی بشرح زیر دانست :
- تفکر و قدرت یادگیری
- تکلم
- تکنولوژی
- اجتماعی بودن(زندگی گروهی)
بعضی از صفات فوق را میتوان در حد بسیار ضعیفی در حیوانات نیز مشاهده نمود که آنها را در حقیقت اعمال و حرکات غریزی باید تلقی نمود و نه ویژگیهای فرهنگی مثل غریزه مادری , لانه سازی و...
فرهنگ انسانی بر عکس در بسیاری از موارد بر غرایز بشری لگام میزند و بهمین دلیل چنانچه فرهنگ انسانی را از انسان بگیرند تمایزی بین انسان و حیوان بجای نمیماند.
فرهنگی شدن
فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی است و معمولاً به دو صورت ممکن است واقع شود. اول بصورت طبیعی و تدریجی که همان رشد افراد در داخل شرایط فرهنگی خاص است . دوم بصورت تلاقی دو فرهنگ که بطرق مختلف ممکن است صورت گیرد . فرهنگ در برگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر میآموزیم و تقریباً اعمال انسان مستقیم و یا غیر مستقیم از فرهنگ ناشی میشود و تحت نفوذ آن است . برای روشن شدن مطلب یکی از اعمال انسان را مثال می زنیم : غذا خوردن نیازی بدنی و بیولوژیک است , برای زنده ماندن باید تغذیه کرد ولی وقتی سئوال میشود چه باید خورد ؟ چگونه باید خورد؟ چه وقت باید خورد , نفوذ فرهنگ در اعمال انسانی نمودار میگردد. برآوردن نیازهای غریزی در انسان با مجموعهای از رفتارهای پیچیده همراه است و این رفتارها را فرهنگ هر جامعه ای شکل میدهد . در مورد برآوردن نیاز تغذیه در جوامع مختلف اشکال گوناگونی دیده میشود و محدودیت ها , مقررات , قواعد و رسومی هست که افراد هر جامعه را تحت نفوذ میگیرند که مثلاً چه باید خورد و از خوردن چه چیز باید پرهیز کرد. فرهنگ بین افراد مشترک است . هر فردی خصوصیاتی منحصر به فرد دارد که ویژه است و دیگران را از آن بهرهای نیست . این گونه خصوصیات جزو فرهنگ بشمار نمیرود مگر آنکه بوسیله افراد دیگر یاد گرفته شود و بصورت رسوم و عادات گروهی در آید و دیگران در انجام آن شرکت کنند. از طرف دیگر فرهنگ گرد آورده جمع است ,ذخیره دانش انسانی از طریق نسلهای متمادی فراهم شده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردد. و بهمین دلیل غالباً هر اختراعی بر اساس زمینه عینی گذشته که حاصل کوششهای جمعی انسان است متکی میباشد.آنچه به این بحث ارتباط دارد :
دهستان ديزمارغربي
ايري سفلي
روستای ايري سفلي يكي از روستاهاي بزرگ بخش سيهرود مي باشد، اين روستا از مركز شهرستانجلفا 65 كيلومتر فاصله دارد.
اين روستا از نظر موقعيت مكاني ميان درهاي بود و عمدتٹ حالت طولي بخود دارد، و بخاطر قرارگرفتن در زمينهاي نسبتٹ پست و كنار رود ارس داراي تابستانهاي گرم و زمستانهاي ملايم ميباشد،بطوريكهمتوسط درجه حرارت در اين روستا 15 درجه و ميزان بارندگي در اين روستا 185 ميليمترميباشد.
روستاي ايري سفلي طبق سرشماري جاري جمعيت در سال 1372 داراي 400 خانوار و 2500 نفرجمعيت ميباشد.
شغل بيشتر مردم اين كشاورزي، دامداري و بعضا پرورش كرم ابريشم ميباشد كه از مهمترينمحصولات كشاورزي آن ميتوان به سيب درختي، گيلاس، زردآلو و آفتابگردان، صيفيجات، گندم، جو،يونجه اشره كرد.
اين روستا داراي هزار هكتار مرتع بوده و به جهت استعداد خوب منطقه به دامداري تعداد 4800رأس دام از انواع مختلف(گاوميش، گاو، گوسفند، بز) در اين روستا وجود دارد به مين جهت از گوشتقرمز، شير، پنير، كره، پوست نيز ميتوان بعنوان مهمترين محصولات دامي روستا نام برد.
از امكانات اداري و سياسي و خدماتي اين روستا ميتوان
خانه بهداشت، درمانگاه، شركت تعاوني، بانك استان، شوراي اسلامي، خانه هميار، صندوققرضالحسنه، كتابخانه، آب مشروب لولهكشي شده، برق، راه، مخابرات، پست، غسالخانه، مدارسدبيرستان، راهنمائي،دبستان، مسجد را نام برد.3
هلق
در فاصله 17 كيلومتري از بخش سيهرود واقع شده است آب و هواي اين روستا تابستانهاي گرم ومعتدل و زمستانهاي سرد ميباشد.
شغل اكثريت مردم اين روستا، كشاورزي، دامداري، باغداري ميباشد. بافتن قالي و پرورشزنبورداري در اين روستا از رونق بيشتري برخوردار ميباشد.
باغدار ركن اساسي اقتصادي اين روستا را تشكيل ميدهد/
محصولات كشاورزي اين روستا: گندم، جو، سيب، گلابي، گيلاس، زردآلو، ميباشد.
سيب مهمترين محصول اين روستا را تشكيل ميدهد.
آب مورد نياز كشاورزي اين روستا از رودخانه محلي و چشمه و قنات تأمين ميشود.
در ضمن ميزا طاهر خوشنويس خطاط بنام و مشهور ايراني اهل اين روستا بود.
امكانات موجود روستا
مدارس ابتدائي، راهنمائي، آب آشاميدني، برق، مخابرات، خانه بهداشت.
تعداد خانوار اين روستا:....
وديق
در فاصله 34 كيلومتري از بخش سيهرود واقع شده است.
آب و هواي اين روستا تابستانها گرم و زمستانها سرد ميباشد.
شغل اكثريت مردم كشاورزي و دامداري ميباشد.
محصولات كشاورزي اين روستا گندم، جو، ميباشد.
بيشتر محصولات كشاورزي به صورت ديمي مي باشد.
گردو و سيب مهمترين محصولات كشاورزي اين روستا را تشكيل ميدهد.
آب اين روستا از طريق چشمه و قنات تأمين ميشود.
امكانات روستا:
مدرسه(به علت كمبود دانشآموز داير نيست)
آب آشاميدني،
اين روستا فاقد برق است.
تعداد جمعيت
یادواره شهید فهمیده وشهدای دانش آموزان
شهرستان جلفاباحضورپدرشهیدفهمیده
درشهرسیه رود
به روایت تصویر
ما بسیجیم و دفاع از آرمان آهنگ ما
شاهدایثار و غیرت هشت ساله جنگ ما
باکج اندیشان نمی جوشددل یکرنگ ما
خط ما خط علی فرهنگ او فرهنگ ما
این خبرابلاغ براشرارکافرکرده ایم

ادامه مطلب
| نویسنده : رضا قاسم زاده |
|
بـر کلیســـا کـن زمـانـی یـک گــذر قـدمـت تــاریـخ آن را کن نظـــر در میــان درّه ی ســر سبــز شــام ایـن بنــای دیــدنـی دارد مُقــام
|
یکی از منـاظر تاریخـی و توریستـی شهرستـان جلفـــا که از جاذبه های گردشگری و چشم اندازهای زیبای طبیعی نیز برخوردار می باشد ، کلیسای « سنـت استپـانـوس » است . این بنای عظیـم و دیدنی در 17 کیلومتری غرب شهر جلفا ( در مسیر جاده ی مرزی جلفا- سدّ ارس ) و به فاصله ی سه کیلو متری کرانه ی جنــوبـی رود ارس ، در آغـوش گـرم و با صفـــای کوهستـان و در میـان درّه ی سر سبـز شام با قدمتی بیـش ازهــزار سـال آرمیـده است. این کلیسـا به عـلّت قـرار گـرفتـن در روستـای متـروکـه ی شـام ، با همیــن نــام نیـز خـوانـده می شود ودر زبان مردمان محل این مکان را اغلب بانام کلیسای خرابه می شناسند.
نام اصلی این کلیسا از « اسپانوس » که یکی از حواریون حضـرت عیسی (ع) و نخستین شهید تبلیغ در راه مسیحیّـت بوده ، اقتبـاس گـردیده است . وجـود کلیسـا در این منطقـه حاکی از آن است که ساکنـان اولیــّه اطـراف کلیسا ارمنـی بـوده اند که بعـد از آغــاز جنـگ جهـانی اوّل از ایـن منطقـه به منـاطـق دیگـر مهاجرت نموده اند . این کلیسا هر سال در یک روز خاصّی( این روز بر اساس نظر شورای ارامنه تعیین می شود ) مرکز گرد همایی مسیحیان جهان می گردد که با زیارت این مکان با روشن کردن شمع به نیایش و راز و نیـاز می پردازند. بسیاری از ارامنه اعتقـاد بر این دارند که سنگ بنای این کلیسا توسط یکی از دوازده حواریون حضرت عیسی (ع) بنا نهاده شده واز نظر آنان این مکان فوق العاده اهمیّت دارد .
ادامه مطلب
مقدمه
سرزمين ايران از ديرباز با دارا بودن آثار گرانقدر باستانى شهرت دارد. آشنايى با تاريخ پيدايش اين آثار گرانبها و آگاهى از وضع كنونى آنها بر هر فردى از افراد اين كشور لازم و بر علاقمندان به پيشرفت و سرافرازى ايران عزيز ضرورى است كه مقام و منزلت هنر اصيل و تاريخى ايران باستان را به همميهنان خود معرفى و حسّ احترام و علاقمندى آنها را نسبت به گذشته و آينده كشور بيدار مىنمايد.
آثار باقيمانده از اقوام ساكن قديمى آذربايجان شاهد زنده و زبان گويايى از هنرمندى، و نمودارى از تمدن ريشهدار، مردم اصيل اين ديار بشمار مىرود وجود كوههاى بلند و سربه فلك كشيده كيامكىداغ كه داراى درههاى عميق و آبشارهايى كه در پيرامون محيط طبيعى آن وجود دارد باعث گرديده تا چشمانداز طبيعى آن جلوه خاصى بخود گيرد و همچنين جنگلهاى ارسباران و پناهگاههاى حيات وحش كيامكىداغ به طبيعت منطقه زينت و زيبايى ويژهاى بخشيدهاست كه موجوداتى همانند آهو، بزكوهى و... در آن با امنيت و آرامش كامل زندگى مىكنند. و رود ارس با تمامى مواهبى كه بهمراه دارد، مناطق بسيارى از سواحل خود را آبيارى مىكند و مناطق زيادى را مىتوان بهچشم ديد كه بهجهت عدم توجه و دلسوزى بصورت باير و لميزرع باقى مانده كه اين مسئله بايد مسئولين امر را در مورد بهرهبردارى از مناطق خشك و در عين حال حاصلخيز سواحل رود ارس در جهت آبادانى و كشتوزرع آنها تحييز كند.
براى شناخت فرهنگ يك ملت، بايد عقايد و آداب و رسوم آنها را شناخت و توجه به خصوصيات زندگى و چگونگى رفتار و معاشرت آنها جذابيت خاصى دارد. اين امر همواره مورد توجه سياحان و و جغرافىدانان و تاريخنويسان بوده است و خواهد بود.
منصور حسينقلىزاده گرگرى
موقعيت جغرافيايى شهرستان جلفا
موقعيت جفرافياى شهرستان جلفا
شهرستان جلفا در منتهىاليه شمال غرب استان آذربايجان شرقى واقع شده است اين شهرستان از شمال با جمهوريهاى آذربايجان (نخجوان ) و ارمنستان به وسيله رود ارس هممرز بوده واز جنوب و جنوب غربى به شهرستان مرند و از غرب به شهرستان خوى و ماكو واز شرق به شهرستان كليبر محدود ميشود.
اين شهرستان داراى دو بخش به نامهاى بخش مركزى و بخش سيه رود و همچنين داراى دو نقطه شهرى و 42 آبادى با جمعيتى تقريباً 54 هزار نفر ميباشد و با وسعت حدود 1100 كيلومتر مربع است.
که از اين وسعت حدود 500 كيلومترمربع آن متعلق به بخش مركزى با دو نقطه شهرى به نامهاى جلفا و هاديشهر و دهستانهاى ارسى و شجاع و 14 ابادى و همچنين حدود 600 كيلومترمربع متعلق به بخش سيه رود با سه دهستان به نام هاي داران، ديزمارغربى، نوجه مهر و 28 آبادى مي باشد. و از نظر وسعت در مقايسه با استان آذربايجان شرقي تنها 7/1% درصد از كل وسعت آن را تشكيل مى دهد.
شهرستان جلفا از طرف شمال با دو كشور جمهورى آذربايجان و ارمنستان و همچنين جمهوري خودمختار نخجوان هم مرز مى باشد كه اين امر اهميّت استراتژيك آن را مى افزايد چرا كه پل فلزى نصب شده بر سه راه نخجوان، جلفا و پل نوردوز بين کشور ارمنستان و جلفا تنها راه هاي عبور بين ايران و جمهوري هاي مذکور مى باشد. زيرا مرز هر دو كشور جمهورى آذربايجان و ارمنستان و جمهوري خودمختار نخجوان با ايران آبى بوده و رود ارس مرز طبيعى آنها را تشكيل مى دهد و بعلت جنگ قره باغ بين کشورهاي ارمنستان و آذربايجان تنها راه زميني بين نخجوان و آذربايجان از طريق جاده مرزي ايران مي باشد.
ويژگيهاى جغرافيائى شهرستان جلفا
جلفا، مركز شهرستان جلفا در كنار رود ارس در 38 درجه و 56 دقيقه عرض شمالى و 45 درجه و 38 دقيقه طول شرقى از نصفالنهار گرينوچ قرار گرفته و فاصله آن از تهران تقريباً 800 كيلومتر است.
شهر جلفا با 720 متر ارتفاع از سطح دريا از كوههاى كم ارتفاع و دشتهاى كم وسعتى در پاى كوهها تشكيل گرديده كه ناهمواريهاى آن بيشتر با جهتگيرى شرقى و غربى گسترش يافته است كوههاى جلفادنباله رشته كوههاى قرهداغ است كه از توده آرارات در مرز ايران و شوروى سابق آغاز شده و رفته رفته به طرف شرق از ارتفاع كوهها كاسته ميشود. مهمترين قلههاى منطقه كه داراى تشكيلات رسوبى ميباشند عبارتند از:
1) كيامكى داغ (با ارتفاع 3347متر) در 26 كيلومترى جنوب شرقى جلفا
2) قرهگوز 2415 متر
3) ديوان داغى (با ارتفاع 2257متر)
4) قله على باشى و... كه همگى مجاور رود ارس بوده و محور اصلى رشته كوههاى شهرستان را تشكيل ميدهند.
رودخانه ارس
شهر جلفا در حوزه آبريز رودخانه ارس واقع شده اين رودخانه از ارزروم در تركيه سرچشمه گرفته و به درياى خزر ميريزد و يكى از منابع بزرگ آب اين سرزمين بوده كه در صورت استفاده مى توانسته اين منطقه را سيراب كند ولى به علت بالا بودن سطح زمين در اين سوى ارس و وجود كوههاى بلند امكان جريان آب تنها به وسيله پمپاژ وجود داشته كه اقدامات اجراى اوليه آن شروع شده است. رودهاى ديگرى نيز از دامنه كوههاى ايران و دو کشور آذربايجان و ارمنستان سرچشمه گرفته و وارد رود ارس ميشوند مانند رودهاى مركن ، داران، دوزال و ... مي باشد و در منطقه به غير از رودخانه ارس رود مهم ديگرى كه داراى آب دائمى باشد وجود ندارد.
رودخانه هاى كوچك محلى از نظر آبيارى براى كشاورزى مورد استفاده قرار مى گيرد با استفاده صحيح از آنها ميتوان كمبود آب كشاورزى شهرستان را جبران كرد. بارش سالانه جلفا در دره ارس در سال 1371 به ميزان 7/205ميليمتر و در سال 1372 در حدود 4/269ميليمتر بوده است.
پل هاي مهم و بزرگ روى رودخانه ارس سه پل بشرح زير مي باشد.
پل چوبى
پل چوبى كه مخصوص راه ترانزيتى و عبور مسافران پياده و اتومبيل بين ايران و جمهوري خودمختار نخجوان است. توضيح بر اينکه وقتى دولت روسيه تزارى در مقابل نيروهاى عثمانى در جنگ جهانى اول (1918-1914) مجبور به عقب نشينى شد فرمانده دسته بنام آندرانيك اين پل معروف را آتش زد ولى آتش سوزى چندان موثر واقع نشده و پل مزبور بر سر جاى خود باقى ماند. و در سال 1325 شمسى سران فرقه دموكرات آذربايجان پس از شكست از نيروهاى دولتى ايران از روى اين پل گذشته و به خاك شوروى سابق پناهنده شدند.
پل آهنى
پل آهنى بطول 68/106 متر و عرض 6 و ارتفاع 3/16 متر كه در سابق خط آهن ايران را به خط آهن شوروى سابق مربوط مى سازد.و الان نيز خط آهن نخجوان و ايران را مرتبط مي سازد و بعلت جنگ قره باغ فعلا خط آهن تهران به مسکو مسدود مي باشد.
پل نوردوز
شهرستان جلفا قبل از فروپاشي شوروي از شمال به اتحاد جماهير شوروي محدود مي شد ولي بعد از تولد جمهوريهاى پانزده گانه، جمهورى ارمنستان نيز به طول حدود 43كيلو متر با جمهورى اسلامى ايران داراى مرز مشترك شده كه براى انجام امورات مرزى و تماس مرزبانان به تبع آن ارتباطات ديپلماسى و تجارى، اقتصادى، نياز به معبر مناسبى بود براى سهولت برقرارى اين ارتباط بدواً نسبت به نصب پل شناور بر رودخانه ارس اقدام گرديد. با عنايت به نياز ضرورى ارمنستان به لحاظ در محاصره قرار گرفتن و اهميت ارتباط با ايران تلاش براى احداث پل دائمى شروع گرديد نهايتاً پل نوردوز با سرمايهگذارى مشترك دو كشور ايران و ارمنستان شروع و در سال 1374 با حضور مسئولين بلند مرتبه دو كشور رسماً افتتاح و فعاليتهاى اقتصادى و تجارى را رونق دوباره بخشيد گمرك نوردوز يكى از مبادى ورودى و خروجى فعال كشور بوده روزانه شاهد تردد صدها نفر مسافر و تبادل كالا بين طرفين مىباشد. اگر نسبت به احداث جاده مناسب در طرف ارمنستان اقدام گردد راه مذكور مسير مناسبى براى ترانزيت كالا به گرجستان، اكراين، روسيه و مخصوصاً كنارههاى درياى سياه خواهد بود به همين خاطر استان آذربايجانشرقى نيز درصدد تأمين امكانات و احداث تأسيسات مناسبى در مرز نوردوز بوده تا به عنوان يك گذرگاه مناسب براى برقرارى ارتباط با كشورهاى همجوار مورد استفاده قرار گيرد.
مسائل انسانى
شهر جلفا در سرشمارى سال 1365 تعداد 4127 نفر جمعيت داشته، جمعيت جلفا در سال 1345 تعداد 1309 نفر و در سال 1355 تعداد 2742 نفر ،در سال 1362 تعداد 4448 نفر ،و در سال 1370 تعداد جمعيت 5437 نفر و در سال 1375 ،تعداد جمعيت 5069 نفر بوده است . ميزان نرخ رشد جمعيت جلفا 20/7 درصد بودهاست.
جلفا داراى 54 آبادى و دو نقطه شهرى بنامهاى جلفا، هاديشهر است كه جلفا شهر مركزى آن مى باشد، همچنين داراى 5 دهستان است.
آثار تاريخى
از جمله آثار تاريخى شهر جلفا كليساى سن استپانوس (خرابه كليسا) ، قلعه علي بيک ، حمام عباس ميرزاي قاجار ، گور قلعه يي ، امامزاده محمد ، امامزاده شعيب ، امامزاده اسماعيل ، کل تپه ( تپه خاکستر ) و چندين آثار ديگر را نام برد که در صفحه مختصري در باره گردشگري جلفا به طور خلاصه و در مورد تک تک آنها به مرور اطلاعات جامعي ارائه خواهيم کرد.
هادى شهر ( علمدار گرگر )
هادى شهر ، شهرى زيبا در جنوب ساحل ارس قرار گرفته است و مشخصات جغرافيايى آن عبارت است از 45 درجه و 40 دقيقه طول شرقى و 38 درجه و 52 دقيقه عرض شمالى ارتفاع آن از سطح دريا در حدود 1000 متر و فاصله اش تا شهر مرند حدود 60 كيلومتر و تا جاده اصلى جلفا، مرند در حدود 5 كيلومتر مى باشد. راه آهن برقى جلفا به تبريز از غرب اين شهر مى گذرد.
هاديشهر (علمدار گرگر) در جلگه تقريباً هموارى واقع شده فقط شرق و جنوب آن را كوههاى كم ارتفاعى پوشانيده و كوهستان بلند پربرف كيامكى در جنوب شرقى اش واقع شده اند. آب و هواى آن در تابستان خشك و گرم و در زمستان سرد است. دوره يخبندان از اول آذرماه هر سال شروع و در اواخر اسفندماه پايان مى يابد. ميزان بارش سالانه آن در حدود 250 ميليمتر باران و 150 ميليمتر برف است.و مسئله كم آبى از مهمترين مسائل موجود در اين منطقه مى باشد.
علمدار و گرگر تا چندسال پيش دو منطقه جدا از هم بوده، به جهت نزديكى اين دو محل به يكديگر و مسائل ديگر اهالى تصميم به ادغام اين دو نقطه گرفتند اين كار بين سالهاى 51 - 1349 صورت گرفته و دو نقطه ياد شده بصورت يك نقطه شهرى درآمد. دومين شهر جلفا است، داراى تاسيسات شهرى مثل شهردارى، موسسات آموزش درمانى - آب - برق - تلفن، گاز شهري كتابخانه و پارهاى ديگر خدمات ديگر است.
فعاليت كشاورزى نسبتاً قابل ملاحظهاى هم در آن انجام مى گيرد. اراضى هاديشهر از نظر كشاورزى بسيار مناسب است. درختان ميوه آن پربار و مزارعش حاصلخيز است. درختان زردآلو، گردو، مو، گيلاس، غله و ... و محصولات جاليزى آن مرغوب است خاك آن براى كشت و توليد صيفىجات و سبزيجات مناسب است و بازده اقتصادى مناسبى دارد مخصوصاً خربزه آن محل در آذربايجان معروف است و در سطح وسيعى كشت مىشد زمينهاى زير كشت اين منطقه شامل غلات، لوبيا، ماش علاوفه است در سال 1362 با تصويب هيئت دولت به هاديشهر تغيير نام يافت.
مسائل انسانى
اين شهر در آبانماه سال 1355 داراى 15236 نفر جمعيت بود كه نسبت به سال 1345 نرخ رشد جمعيت 49/5 بوده است و بعلت رونق كشاورزى و داد و ستد مهاجرت كمترى به ساير شهرها ميفرستد. تعداد خانوارهاى علمدار و گرگر در سال 1355 در حدود 3081 واحد و در سال 1362 در حدود 4380 واحد بوده و در سال 1365 تعداد 4504 واحد و در سال 1370 تعداد 4969 واحد بوده و در سال 1375 تعداد 6409 واحد بوده تعداد جمعيت در سال 1365(24015 نفر) در سال 1370 (26478 نفر) در سال 1375 (25636نفر) بوده است.
به جهت نزديكى به شهر جلفا بسيارى از مردان اين شهر به مشاغل سوداگرى روى آوردند اين شهر از نظر فرهنگى از پيشرفتهترين مناطق آذربايجان است.
آثار باستانى
كل تپه اين تپه خاكسترى در مرکز شهر واقع شده است. بيانگر اين واقعيت است كه اين محل در زمان قديم داراى تمدن بوده است گويا اهالى اين منطقه قبل از اسلام آتش پرست بودند. البته نظر در اين مورد زياد و متفاوت است
بخش سيه رود
موقعيت و حدود
شهر سيهرود بعنوان مركز بخش است كه در ساحل جنوبى رود ارس روبروى شهر اردوباد جمهورى آذربايجان واقع شده است.
شهرسيهرود از نظر موقعيت مكانى يك شهر پاى كوهى و ميان درهاى دارد.
باتوجه به شكل بخش كه عمدتاً حالت طولى دارد از غرب به شرق در طول، رود ارس واقع شده است و شهر سيهرود در غربىترين نقطه بخش قرار گرفته، و مسلماً از نظر دسترسى براى روستاهاى غربى مناسب، ولى براى روستاهاى شرق كه در فواصل دورى قرار گرفتهاند مشكل خواهد بود.
به همين جهت اخيراً روستاى نوجهمهر مركز دهستان نوجهمهر انتخاب شده است و با توجه به احداث و راهاندازى راه ارتباطى مرند، مغان راه مرزى، سيهرود در يك موقعيت خاصى واقع گرديده است.
شهر سيهرود از نظر توپوگرافى طورى قرار گرفته است كه در قسمت غرب و جنوبغربى تقريباً چسبيده به ارتفاعات مىباشد كه در اين ارتفاعات، جنس خاك عمدتاً از نوع شن و آهك است واز نظر زراعت چندان بهره اى ندارد. و از قسمت شمال غرب و شمال شهر به رودخانه ارس مربوط مىگردد. مساحت كل سيهرود 29 هكتار مىباشدو از كل مساحت ذكر شده 81/67درصد به واحدهاى مسكونى و 2/12درصد معابر اصلى و عمومى شهر تعلق دارد و بقيه يعنى 17/20درصد آن به فضاى آموزشى، ادارى، خدماتى و عمومى مىباشد.
شهر سيهرود بخاطر قراگرفتن در زمينهاى نسبتاً پست و كنار رودخانه ارس هواى آن از ساير نقاط شهرستان گرمتر مىباشد و داراى زمستانهاى ملايم و تابستانهاى گرم مىباشد.بطوريكه متوسط درجه حرارت در اين شهر 40/15 معدل ميزان بارندگى 188 ميلىمتر مىباشد.
موقعيت مورفولوژيك
ساخت ژئولوژيكى هر محل يكى از عوامل مهمى است كه نقش تعيين كنندهاى بر روى شكل و تيپ مساكن هر شهر دارد.
توسعه بيشتر مساكن اين شهر بصورت طولى و در كنار رودخانه ارس و راهارتباطى جلفا به خروانق كه از وسط اين شهر عبور مىنمايد ساخته شده است. واز طرف ديگر آب و هوا، عامل مهمى است كه در اين شهر تأثير مىگذارد و اين شهر نيز به خاطر قرار گرفتن در منطقه سردسيرى ايران ،اكثر مساكن اين شهربراى استفاده هر چه بهتر از نور و حرارت خورشيد روبه جنوب يا رو به شمال ساخته شدهاند.
جمعيت و سواد
بخش سیه رود طبق آمار سرشمارى جارى جمعيت در سال 1370 تعداد خانوار و جمعيت به ترتيب 2257 خانوار و 11285 نفر جمعيت و در سال 1375 تعداد خانوار و جمعيت به ترتيب 1114 خانوار و 5385 نفر جمعيت در آباديهاى واقع در حوزه نفوذ اين بخش زندگى مىكنند.
شهر سيهرود در سال 1372 داراى 214 خانوار و 1148 نفر جمعيت بوده كه از اين تعداد 565 نفر مرد و 583 نفر زن بودهاند. تعداد جمعيت و خانوار اين شهر در سال 1375 تعداد خانوار 273 و تعداد جمعيت 1165 نفر مىباشد.
مسائل اقتصادى
شغل بيشتر مردم اين شهر كشاورزى، دامدارى است و از محصولات مهم آن مىتوان گندم، جو، سيب زمينى، زردآلو، آفتابگردان، صيفىجات را نام برد.و از لحاظ وضعيت دامدارى تعداد 2500 رأس گوسفند و بز و تعداد 400رأس گاو و گوساله و از مهمترين محصولات فراوردههاى دامى، گوشت، شير، پنير مىباشد.
در شهرسيه رود پرورش كرم ابريشم رواج داشته كه سالانه حدوداً تعداد 300 جعبه تخم نوغان پرورش داده مىشود.
تعداد 214 خانوار اين شهر در كنار كارهاى كشاورزى، دامپرورى،خود كرم ابريشم نيز پرورش مىدهند. كه به طورمتوسط در سال هر خانوار از يك جعبه الى 8 جعبه نوغان پرورش مىدهد.و براى اين امر حدوداً 15000 هزار اصله نهال توت كاشته شده است، پرورش كرم ابريشم هر سال از اول بهار شروع و تا آخر خرداد ماه نسبت به سال فرق مىكند ادامه دارد و تقريباً هر سال 1000 كيلو ابريشم توليد مىگردد.
در سال 1371 قيمت هر كيلو ابريشم 60000 ريال بوده است.
امكانات ادارى و خدماتى
امكانات ادارى و خدماتى شهر سيهرود به ترتيب به شرح ذيل مىباشد.
امكانات ادارى
بخشدارى،شهرداری،بانک ملی، مرزبانى درجه 2، خانه بهيار، شوراى اسلامى، اداره راهو ترابرى، درمانگاه خانه بهداشت، مركز خدمات كشاورزى مخابرات، نمايندگىپست.
امكانات آموزشى:
دبيرستان، مدرسه راهنمائىو ابتدائى و مهد كودك مىباشد.
امكانات خدماتى:
آسياب برقى، ورزشگاه تربيتى، بانك ملی، بانك صادرات،شركت تعاونى و نوغانداران، شركت تعاونى دامداران، گاراژ مسافربرى، حمام و دكل تلويزيونى مىباشد. اين شهرهمچنين داراى سه باب مسجد و امكانات رفاهى ديگر از قبيل، برق سرتاسرى،
شبكه آب آشاميدنى، گاز شهري ، شعبه نفت، و خيابان آسفالت مى باشد.





